|
از دل به دفتر از دفتر به دلها | ||
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() امشب تمام لحظه ها را دست به سر می کنم و همین امشب برای عاشقی کوله بار سفر می بندم سفری در اعجاز رحمانیت و سیر ملکوت، از کمند مهرش خوشه ای بر می چینیم فاصله ی بین من و مهر رخش یک شاخه از چشم سحر، یک گام با چشم تر، یک قطره مروارید اشک می شوید از قلبم ؛ سلام به دلتنگی دعاهای روزهای رجبیه، سلام هر نمازم را به شوق وصالی عظیم به آخر می رسانم و از دریای بی کران رحمتش سهمی به اندازه ی بنده بودنم و اخلاص دعایم بر می گزینم و به شوق میهمانی بر سفره ی بهشتی، به انتظار جرعه ای از آب رجبیه افطار می کنم. در احادیث و روایات مختلفی از شکوه و عظمت ماه رجب سخن ها گفته شده است. از پیامبر اکرم نقل شده است که ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت فضیلت به آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و شعبان ماه پیامبر خداست و رمضان ماه امت من است. امام موسی کاظم در خصوص ماه رجب فرمودند: رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر، هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد البته از آن نهر بیاشامد. امام صادق(ع) در مورد کرامت و فضیلت این ماه می فرمایند: آن گاه که قیامت برپا می شود منادی الهی فریاد می زند که " این الرجبیون؟ کجایبند آنان که ماه رجب را گرامی داشتند و از آن بهره ها بردند. از انبوه جمعیت گروهی برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن می کند بر سر آنان تاج های شاهی نهند و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهی و تبریک گویند از جانب الهی ندا آید: بندگانم و کنیزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جایگاه و مقام گرامی و عطایای فراوان دهم و شما را در جایی جای دهم که از آن نهرها جاریست و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه برای من در ماهی که من بزرگش داشتم روزه گرفتید پس خطاب به فرشتگان فرماید، فرشتگان من، بندگان و کنیزان من را به بهشت داخل کشید در این جا امام فرمود: این پاداش برای کسانی است که یک روز اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارند. همچنین پیامبر اسلام(ص) در خصوص فرا رسیدن ماه رجب فرمودند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته ای به نام داعی قرار داده است هر گاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت کننده هر شب تا به صبح بگوید: خوشا به حال کسانی که با میل و رغبت تمام او به سوی درگاه خدا آرند و خداوند می فرماید من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد، مطیع کسی هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام کسی را که از من طلب آمرزش کند . این ماه رجب ماه من ، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر کسی مرا در این ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر کسی از من چیزی بخواهد به او عطا می کنم و هر کسی از من هدایت جوید هدایتش کنم و این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هر کسی به آن چنگ زند به آن می رسد. دل دل می کنم تا از میان شلوغی های قلبم کعبه را به خانه ی دل دعوت کنم دست به دعا بر می دارم، نمی دانم در نخستین سحرگاه رجبیه از خداوند چه بخواهم یاد سخن پیری می افتم که می گفت در این ماه خود را از خدا بخواهید!منبع: صراط نیوز
[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() آیت الله بهجت: انسان باید هر روز موضع خویش را مشخص سازد که آیا اهل حق است یا اهل باطل و پیرو آن «الهی به امیــــــــــد تو » [ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يک آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.او با توجه به يک مولد الکتريکي که در آهنربا در داخل سيم پيچ دوران مي کند و جريان توليد ميکند، سمندري را در يک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الکترودهايي که در اين ظرف وجود داشتند و به يک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، يک جريان متناوب را نشان مي دادند. زماني که بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد. اين بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد که خاصيت مغناطيسي هم دارد. بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است. او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين ميرود. به گونه هاي که يک سمندر مرده که در دستگاه بود هيچ پتانسيلي به وجود نمي آورد. تشکيل ميدان مغناطيسي بدن همانگونه که مي دانيد، در بدن ما ميليونها عصب وجود دارد که کار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريک الکتريکي اين عصبها صورت مي گيرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما يک ميدان تشکيل مي شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليونها عصب به وجود مي آيد. امواج مغزي دستگاه موج نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه ميدهند که عبارتند از: آْلفا، بتا، دلتا و تتا. ريتمهاي دلتا کندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند. به نظر ميرسد که ريتمهاي تتا که داراي تناوب 4تا7دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشد. ريتمهاي آلفا از 8تا 12 دور در ثانيه، در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمرکز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز، يعني جايي که فعاليتهاي پيچيده مغزي رخ مي دهد مي باشند. امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند که بوسيله هانسبرگر آلماني کشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خوداگاهي معطوف به درون ظاهر مي شوند تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي کنند مثل تمرکز و يادگيري. ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر حتما تا به حال در باره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديکي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده ايد.بنابر تحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي که از نيروگاهاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و... ساتع مي شود به دي ان اي سلولهاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي برد. ميدانهاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند. اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي شوند. همانطور که ميدانيد نزديک به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولکولهاي آب به صورت دوقطبي هستند و زماني که ما در معرض يک ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم، اين مولکولها در جهت آن ميدان قرار مي گيرند و اين پديده باعث مي شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد. علاوه بر عوامل خارجي يکسري عوامل داخلي نيز وجود دارند که باعث مي شوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود. مهمترين آنها بارهاي الکتريکي هستند که هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الکتريسيته ساکن در بافتهاي بدن ذخيره ميشوند و ميداني که در اطراف اين بارها بوجود مي آيند در ميدان بدن ايجاد خلل مي کنند. اين بارها به خصوص در نقاطي که تراکم اعصاب بيشتر است ذخيره مي شوند و به دليل اين که هم تراکم زيادي دارند و هم در نزديکي عصبهاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند. از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ يابه پايين است و در بين اين سه قسمت، سر اهميت ويژه اي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز مي شوند. به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم.مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست. عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليتهاي حياتي و اجتناب ناپذيري هستند که در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه ميتوان باعث خلل اين اثرات سو که باعث اختلال در بدن ما و بيماريهايي مثل سرطان مي شوند را خنثي کرد؟ در اينجاست که بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يک عمل ساده که امکان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است. نماز و ميدان مغناطيسي آنگونه که از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست، به طور شگفت انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي که در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود. يکي از نکات بسيار جالبي که پروفسور بور به آن دست يافته بود اين بود که دريافته بود که در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يکبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظمترين حالت خود مي رسد و به همين دليل است که زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند. اخيرا هم کشف شده است که علت اينکه قلب زنان منظم تر و قويتر از مردان ميزند و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست. نماز و بارهاي الکتريکي همانطور که قبلا اشاره شد بارهاي زائدي که در اثر تحريکات الکتريکي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي که اعصاب در آن تحرک بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي کنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم که اين نواحي دقيقا نواحي هستند که در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست که سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين کار آب است و جالب اينجاست که آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساکن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي که در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد. نماز و امواج مغزي: با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده الترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمرکزي که در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد.
[ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() شهادت مظلومانه ی بهانه ی خلقت حضرت زهرا(س) بر عاشقان حضرت تسلیت باد خواستم بنویسم درباره بهانه ی هستی و دهه ای که نماد غربت و مظلومیت امام شیعیان،علی (ع) است اما هر چه کلمات را در میدان ذهن به چرخش در می آورم و به همدیگر مبدل می سازم باز گستره ی ذهن قادر نیست درباره عشق خدا و پیامبر و امام کلماتی بر زبان جاری سازد. در شأن حضرت زهرا همین بس که خداوند به پیامبرش فرمود زهرا(س) بهانه ی خلق تو و علی(ع) و همه هستی است. باید اعتراف کنیم که حضرت زهرا (س) را آنچنان که در شأن خانم هست فقط خدا می شناسد و بس؛ چراکه به تعبیر امام معصوم، ائمه حجت خدا بر انسانها هستند و زهرا سلام الله علیها حجت خدا بر ائمه است. فاطمیه شیعه را چون کربلاست دیده ها خونبار و دل ماتم سراست فاطمیه ، کعبه رنگ غم گرفت شد سیه پوش و ز دل ماتم گرفت فاطمیه پشت مولا را شکست میخ در بر سینه زهرا نشست فاطمیه با لگد بر در زدند مهر خاموشی لب حیدر زدند به امید روزی که معرفت واقعی به حضرت زهرا سلام الله علیها پیدا کنیم . انشاالله
موضوعات مرتبط: دینی [ یکشنبه چهارم فروردین 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() و اما برگ دیگری از درخت زمان به مرحله فرود رسید و با فرود خود برگ دیگری از دفتر روزگار را ورق خواهد زد؛ این روزهای پایانی سال همچون سالهای پیش همه در تکاپو و جنب و جوش فرارسیدن سالی دیگرند؛ آنچه از ظواهر افراد می توان فهمید این است که هوای دل همه سرشار از نشاط و شادابی آمدن سال نو است اما دل نابسامان من همه سال در این لحظات غروب سال قبل و طلوع سال جدید گرفته تر از همیشه می باشد و آنچه در هوای ذهن پرتو افشانی می کند این است که براستی یک سال دیگر از عمرم که در حال غروب است چگونه گذشت؟ آیا توانستم به اندازه ی یک سال قوای وجود را به فعلیت مبدل سازم؟ آیا توانستم به اندازه ی یک سال به آقا و مولایم نزدیک شوم و دلش را به دست آورم؟ دریغ که اندیشیدن به چنین پرسشهای ذهن هوای شهر دل را آمیخته به آه حسرت کرده و غم، کوچه کوچه ی دل را فرا می گیرد. اما آنچه قوت دل را فزونی می بخشد امید به لطف حضرت حق و بندگان رحیم و بزرگوارش، اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می باشد که بی امید لطفش قراری نیست. در این لحظات پایانی سال دست به دعا برمی داریم و از حضرت حق می خواهیم که خطاهای گذشته مان را ببخشاید و سال نو را سال ظهور آقا صاحب الامر قرار دهد انشاالله. این عید به نور فاطمیه زیباست روزی تمام سال من یا زهراست با بردن نام فاطمه فهمیدم سالی که نکوست از بهارش پیداست انشاالله در پناه مهدی فاطمه سال 92 سال پر برکتی برای همه دوستان بزرگوار باشد
موضوعات مرتبط: دینی، ادبی [ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]()
دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست از جان گــریز هست و زجانان گــریز نیــست از آن هنگام که اشرف مخلوقات پا به عرصه وجود نهاد و گنجینه ی پر بهای دل را در سینه خود پذیرفت و آن را به مدال احساس و عاطفه مزین نمود در پی یافتن منبعی برای خرج کردن عاطفه و احساسش شد. دریغ که کمتر کسی توانست منبع اصلی خرج محبت و احساس را بیاید و خود را در آن غوطه ور سازد و به واسطه ی آن منبع تلاطم دریای وجودش را ساکن سازد و بیشترشان راه به بیراهه بردند و دل را در فراز و نشیب این بیراهه ها فرسودند و آن را به جایی رساندند که دیگر تابی برایش نماند و این گنجینه پر بها به ویرانه ای ظلمانی بدل شد. ای کاش همه انسانها که قدم در وادی محبت و عاطفه می گذارند به این مطلب واقف می شدند که منبع اصلی برای ابراز محبت و رابطه عاطفی خالق هستی و واسطه ی فیضش امام زمان (عج) می باشد و به جای خرج عاطفه برای معشوقهای غیر حقیقی تمام وجودشان را وقف آقا و سرور زمین و زمان می کردند. تا بدین واسطه دریای وجودشان آرام می شد. به امید آن روز... اللهم عجل لولیک الفرج موضوعات مرتبط: دینی، ادبی [ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() آنچه در پی می آید تحلیلی پیرامون یکی از اوصاف متقیان و شیعیان است و آن در پیش گرفتن رفتاری کریمانه و بزرگوارانه در قبال رفتارهای ناهنجار اشخاص و گذشت نشان دادن در برابر بی مهری های دیگران است که بر طبق آموزه های قرآنی و اهل بیت(ع) این شیوه از بهترین خصلتهای یک انسان مسلمان بشمار می رود. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم: امیرالمومنین(ع) در بیان یکی از اوصاف شیعیان و متقیان می فرمایند: «… یعفو عمن ظلمه و یعطی من حرمه و یصل من قطعه…»:… اگر کسی بر او ستم کند او را عفو کند و اگر کسی او را از بخشش خود محروم کند، او در مقابل، از آنچه دارد نسبت به او دریغ نکند و اگر کسی از نزدیکان، رابطه اش را با او قطع کند، او رابطه را وصل کند…» ● وظیفه ما در قبال دیگران می توان وظایفی که برعهده هر یک از ما نهاده شده است را به دو قسم کلی تقسیم کرد: سلسله وظایفی که مربوط به خود ماست. یعنی خود ما باید چگونه رفتار کنیم؟ و سلسله وظایفی که نسبت به دیگران داریم. قسم دوم خود به چند بخش تقسیم می شود. بخشی از این وظایف مربوط به کسانی است که رفتارهای ناپسندی دارند. ما در مقابل آن ها چگونه باید رفتار کنیم؟ این رفتارهای ناپسند را به چند دسته می شود تقسیم کرد. یک دسته، رفتارهای ناپسندی است که مستقیما در حق ما نیست؛ ولی کار غلطی است که علنا انجام می شود. این دسته اعمال مربوط به باب امر به معروف و نهی از منکر است. ● رفتارهای ناپسند در حق ما اما یک سلسله از رفتارهای ناپسند، متوجه من می شود. من در مقابل چنین رفتارهائی چه عکس العملی باید نشان دهم؟ اینگونه از رفتارها را می توان به سه دسته تقسیم کرد: ۱) وظیفه دیگری است که رفتاری را در حق من انجام ندهد؛ ولی انجام داده است. مثلا همسایه است و نباید به همسایه اش ظلم کند ولی ظلم کرده است. ۲) وظیفه دیگری است که رفتاری را در حق من انجام دهد؛ ولی انجام نداده است؛ مثلا باید صله رحم کند ولی نکرده است. ۳) وظیفه ای است که اخلاق اجتماعی اقتضای انجام آن را دارد؛ گرچه نه انجام آن واجب است و نه ترک آن حرام. مثلا به کمک دوستی احتیاج دارم؛ ولی او علیرغم توانائی، از این کمک، دریغ می کند. دسته اول از اهمیت بیشتری برخوردار است. اینکه کسی نسبت به انسان ظلم کند، حقش را تضییع کند، مالش را تلف کند، به او توهین کند، آبرویش را بریزد، به طور کلی در حق او ظلم کند، در این موارد چه باید کرد؟ این مورد به توضیح بیشتری نیاز دارد لذا بعد از دسته دوم و سوم به آن می پردازیم. ● وظیفه در قبال کسی که ترک وظیفه کرده در مورد دسته سوم حضرت امیر(ع) می فرمایند: «یعطی من حرمه». در زمانی که او به تو احتیاجی داشت، فراموش کن که روزی تو را محروم کرده است و در مقابل، یاریت را از او دریغ نکن. اگر به کمک مالی محتاج شد، در حد توان به او کمک کن و فراموش کن که روزی تو نیاز مالی داشتی و او به تو کمکی نکرد. در مورد دسته دوم مولا علی(ع) می فرمایند: «یصل من قطعه». اگر کسی از خویشاوندان ارتباطش را با من قطع کرد و این تکلیف- که بعد از احسان به والدین از واجب ترین تکالیف انسان هاست- را انجام نداد، وظیفه من در مقابل او چیست؟ من رحم او هستم و رحم، طرفینی است؛ ولی او به وظیفه اش عمل نکرد، چه بسا سالی گذشت و نیامد احوالی از خویش خود بپرسد، یا راه دوری بود یک تلفن نزد، در ایام عید تبریکی نفرستاد و خلاصه حداقل صله رحم را بجا نیاورد و طوری رفتار کرد که گویا با من رابطه خویشی ندارد، در اینجا وظیفه این است که سعی کنیم رابطه قطع نشود. او به وظیفه اش عمل نکرد من نباید به او نگاه کنم بلکه باید سعی کنم این پیوند گسسته نشود. این پیوندی است که خدا بین انسانها برقرار کرده است و حکمت هایی در آن نهفته است. ● ضرورت صله رحم در هر حال صله رحم یکی از واجب ترین وظایف شرعی است که متاسفانه کمتر درباره اش بحث می شود. در صورتی که بعد از احسان به والدین یکی از بزرگترین واجبات است. کسی که صله-رحم نکند هم در دنیا عقوبت می شود هم در آخرت. خدای متعال هم می فرماید همچنان که تو خویشاوندت را قطع کردی من هم تو را قطع می کنم. تو دیگر رابطه ای با من نداری. کسی که رابطه اش را با خویشاوندش قطع کند، خدا هم با او قهر می کند. (مشکاه الانوار فی غررالاخبار/ص۱۶۵) قطع رحم گناه بزرگی است. درچند آیه از آیات قرآن کریم راجع به قطع رحم بحث شده است. (از جمله آیات ۷۲ بقره) اینها وظایف ما است درمقابل کسی که وظیفه خودش را ترک کرده است. ● وظیفه در قبال ظالم در حق ما فرض عکس العمل درمقابل ظلم دیگران از چهار صورت خارج نیست: ۱) انسان عکس العمل شدیدتری درمقابل آن انجام دهد. این صورت قطعا کار مذمومی است. حتی قرآن در مورد مشترکین می فرماید: اگر آنها عهدشکنی کردند، به شما ظلم کردند، احترام شما را، احترام ماه حرام را، احترام مسجدالحرام را نگه نداشتند، شما حداکثر می توانید مشابه آن را نسبت به آن انجام بدهید. (بقره۱۹۴) ۲) مقابله به مثل کند، نه اینکه بیشتر باشد. این صورت در بسیاری از جاها جایز است. ۳) چشم پوشی و گذشت کند. این خیلی بهتر است و فی حد نفسه ارزشش بیشتر است. البته استثنائاتی دارد. ۴) نه تنها از رفتار بد او گذشت کند، بلکه یک کار خوبی در مقابل او انجام دهد. قله ارزش های اجتماعی در این مورد چهارم است. سیره اهل بیت(ع) بر همین بوده است. در احوالات امام صادق(ع) آمده است که کسی به ایشان توهین کرد؛ حضرت مالی را که قابل توجه بود به خادمشان دادند و فرمودند: این را ببر در منزلش به او بده و نگو چه کسی فرستاده است. خادم می گوید من آن کیسه را بردم و به او دادم. گفت: خدا رحمت کند آن آقایی که هرسال برای ما یک چنین کیسه ای می فرستد و ما تقریبا خرج سالمان تامین می شود. اما خدا داد من را از جعفربن محمد بگیرد. این یکی از مصادیق بین این آیه شریفه است: و لاتستوی الحسنه ولاالسیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم (فصلت/۴۳) جلوی بدی ها را با انجام کارهای خوب بگیرید. کسی که می خواهد کار بدی انجام دهد یا انجام داده است، شما در مقابلش خشونت به خرج ندهید. نباید توهین و بدگویی کنید. اگر می خواهید دیگر کار بد نکند شما کار خوبی انجام بدهید. این کار خوب در او اثر می گذارد و یاد می گیرد که چگونه باید با دیگران رفتار کند. چه بسا همین رفتار شما باعث شود که آن کسی که با شما دشمنی دارد، به یک دوست صمیمی تبدیل شود این نص آیه قرآن است. این اوج ارزش های رفتاری درمسائل اجتماعی نسبت به کسانی است که رفتار ناهنجاری دارند. البته این ارزش درجایی است که انسان بتواند مقابله کند، ولی گذشت کند. این هنر است… «والعافین عن الناس والله یحب المحسنین» (آل عمران/۴۳۱)… و لیعفوا لیصفحوا الاتحبون ان یغفرالله لکم و الله غفور رحیم (نور/۲۲) مگر دوست ندارید خدا از شما بگذرد. اگر دوست دارید خدا از شما بگذرد شما هم از اشتباهات دیگران بگذرید. ● استثنائات باید توجه داشت همیشه گذشت از کسی که مرتکب خطایی می شود، مطلوب نیست. گاهی عناوین دیگری بر رفتار، مترتب می شود که این جا عفوکردن صحیح نیست. از جمله این موارد، جایی است که عفو و نیکی کردن موجب جری ترشدن فرد خاطی و گسترش ظلم او به دیگران شود و نتیجتاً همه وضعیتش در دنیا و هم در آخرت بدتر شود. در اینگونه موارد، عکس العمل صحیح این است که در حد معقولی توبیخ شود تا موجب تنبه او شود. از دیگر موارد استثناء، کسی است که در میان جامعه تجاهر به فسق کند، چاقوکشی و عربده کشی کند و ما توانائی برخورد داشته باشیم؛ خصوصاً نیروهای انتظامی در اینگونه موارد حق بخشش ندارند. وظیفه نیروی انتظامی برخورد با فسق علنی و تجاوز به حقوق دیگران است. باید جلوی فساد گرفته شود؛ این جا جای بخشش نیست. این بخشش موجب می شود که جان و مال مردم به خطر افتد، امنیت از جامعه برداشته شود و فرهنگ جامعه فاسد شود. ● ضابطه برخورد در موارد استثناء در مواردی که نیاز به برخورد است باید قانون رعایت شود. غالباً قرآن بعد از ذکر اینگونه موارد می فرماید: ولا تعتدوأ. وقتی بناست جلوی فسادی گرفته شود، نباید مرتکب فساد بزرگتری شد. کسی که با ناسزا و توهین و یا ضرب و شتم بی جا می خواهد جلوی منکری را بگیرد، خود مرتکب چند منکر شده است. مثلا برای نهی کردن کسی که غیبتی کرده ابتدا باید او را تزکیه کرد؛ یعنی نسبت غیبت که از گناهان کبیره است به او ندهیم بلکه بگوئیم: شما گمان دارید که این از موارد جواز غیبت است و در مرحله بعد بگوئیم: اما اگر این را طوری می گفتید که آبروی کسی نرود و ما هم به کسی بدبین نمی شدیم، بهتر بود. باید جوری با او برخورد کرد که متنبه شود و کارش را ترک کند و در عین حال آبروی او هم نرود. حتی بزرگانی در حضورشان گاهی یک کارهای ناشایستی انجام می گرفت؛ اما همان وقت چیزی نمی گفتند؛ بلکه بعد در خلوت، خصوصی با فرد خاطی صحبت می کردند. مرحوم آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه نقل می کردند: در مجلسی که میرزای بزرگ شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو حضور داشتند، کسی مرثیه می خواند و روضه دروغی خواند. آنهایی که در خدمت میرزا بودند توقع داشتند ایشان همان موقع برخورد کند؛ اما ایشان اصلا به روی خودشان هم نیاوردند. یکی از نزدیکان عرض کرد: آقا نهی از منکر نمی فرمایید. فرمود من بعد خصوصی او را می خواهم و به او می گویم که این کار درست نبود. اگر حالا به او تذکر دهم آبرویش جلوی مردم می ریزد و به عنوان روضه خوان دروغ گو معروف می شود. رسول خدا(ص) می فرمایند: «المومن حرام کله عرضه و ماله و دمه (بحارالانوار/۷۴/۲۶۱) همه چیز مؤمن محترم است، عرض و آبروی او و مال او و خون او. کسی که غیبت کرده باید او را نهی از منکر کنند؛ اما می شود این نهی ازمنکر را طوری انجام داد که هم نهی ازمنکر شده باشد و هم متنبه شود و هم آبرویش نریزد. برخی افراد هنگام نهی ازمنکر، ناخودآگاه به طرف توهین می کنند. جلوی مردم در صف جماعت یا جای دیگر بلند صدا می زند: «آقا این قرائت را درست کن، چرا این طور می خوانی، نمازت باطل است، می روی جهنم»! اگر دل این شخص را بکاوید، گاهی یک حساب خرده شخصی دارد و به این وسیله می خواهد جلوی مردم آبروی طرف را بریزد. قرآن می فرماید: و لایجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی. (مائده/۸) دشمنی یا گروهی شما را به گناه و بی عدالتی نکشاند، عدالت داشته باشید که به تقوا نزدیک تر است. گاهی نسبت به طرف قصد سوئی ندارد؛ ولی ناخودآگاه می خواهد بفهماند که من از تو بهتر هستم. اگر این جور شائبه های شیطانی در کار نباشد، می تواند طرف را کنار بکشد و بگوید من یک عرض مختصری دارم. جسارت است، به نظرم رسید شما آیه را این طور خواندید، شاید من اشتباه فهمیدم، اجازه بدهید من بخوانم ببینید درست می خوانم. ما باید سعی کنیم که تمام رفتارهایمان، چه رفتارهای شخصی که به کسی مربوط نیست و چه عکس العملی که در مقابل دیگران نشان می دهیم، خالصا لوجه الله باشد. شیطان در این جاها بسیار فعال است. مؤمنینی که می خواهند انجام وظیفه کنند، امر به معروف و نهی از منکر کنند، آنها را فریب می دهد و در یک دامی می اندازد که از آن منکر خطرش بیشتر است. آیت الله مصباح یزدی منبع:http://shiaha.com/
موضوعات مرتبط: دینی برچسبها: خوبی در برابر بدی [ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
علم، ایمان، عمل
علم، ایمان و عمل سه حلقه به هم پیوسته از یك زنجیرهاند، كه فقدان هر كدام تأثیر منفی در تحقّق اثر دیگری را موجب میشود و در عین حال هر یك از اینها برای رساندن شخص به آخرین نقطههای كمال به دیگری وابسته است. در ابتدا به تبیین ماهیت علم و ایمان از لسان حضرت استاد جوادی آملی (حفظه الله) میپردازیم و سپس رابطه این سه امر مهم را بیان میكنیم. مراد از علم و قضیه علمی، قضیهای است كه بین اجزای سه گانه آن یعنی موضوع، محمول و نسبت پیوند مستحكم و غیرقابل زوال باشد و عالم تصدیق به آن و یقین به وجود این رابطه پیدا كند. و ایمان عبارت از پیوندی است كه بین نفس انسان و مطلبی برقرار میشود، كه اگر مطلبی كه مورد اعتقاد نفس است، مطلبی صحیح باشد آن را ایمانِ صحیح خوانند و اگر مطلبی باطل و وهمی و خیال باشد، آن ایمانی باطل و متزلزل خواهد بود و با تغییر شناخت دگرگون میشود.[1] البته قضایای علمی همیشه به یك صورت نیستند بلكه آنها را میتوان به صورتهای متعددی دسته بندی كرد از جمله اینكه برخی قضایای علمی در زمره علوم انسانساز و الهی كه مؤثر در كمال معنوی بشرند جای میگیرند و برخی دیگر در جرگه علوم بشری كه صرفاً به جهت گذران زندگی فردی و اجتماعی بشر تدوین شدهاند قرار دارند. رابطه علم ایمان: با توجه به تفسیری كه ازعلم و ایمان بیان گردید، ایمان به مطلبی علمی، امری مؤخر از علم به آن است و آن عبارت است از گره (و پیوند) و عقدی كه بین مطلب محكم علمی و بین نفس برقرار میشود. از این رو ممكن است در درون نفس كسی آن گره و اعتقاد علمی بین اجزای مسألهای علمی وجود داشته باشد، لیكن هنوز بین آن مسأله و جان او پیوند ایمانی منعقد نگردیده باشد.[2] در مورد علم به معارف دین نیز چه بسا افرادی به بالاترین درجات علمی رسیده باشند لكن علم آنها با ایمان توأم نباشد، به همین سبب است كه فرعونیان وقتی با آیات روشن الهی روبرو گشتند، قرآن تعبیر میكند كه: «و جحدوا بها و استیقنتَها أنفُسهم ظلماً و علوّاً»؛[3] به خاطر ستم و سركشی آنها را انكار كردند، در حالی كه به آن یقین داشتند. مراد اینكه گرچه علم یقین به مطلب داشتند امّا به جهت مانعی كه در وجود آنها بود و آن حالت استكبار و خودبرتر بینی بود، ایمان به آیات روشن الهی نیاورده و انكار كردند. از اینرو در فرهنگ قرآن علمی ستوده شده كه شخص عالم ایمان به متعلق آن علم داشته باشد و از طرف دیگر ایمانی مورد تحسین و ستایش است كه از روی علم و یقین بوده باشد، نه ایمان مبتنی برجهل و تخیّل. مطلب مهم دیگر، تأثیر و تأثرپذیری علم و ایمان از یكدیگر است، به طوری كه میتوان گفت: علم و معرفت دقیق مقدمه ایمان عمیق و پابرجاست و از طرف دیگر علم نیز در مراحل بالاتر از ایمان كمك میگیرد. شاهد بر تأثیر علم در ایمان را آیه شریفه سوره اسراء میتوان دانست، كه خداوند میفرماید: « قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً»؛[4] شما چه به آیات الهی ایمان بیاورید، چه نیاورید آنها كه از قبل به آنها علم داده شده، نه تنها به آن ایمان میآورند بلكه آن چنان عشق به الله در وجودشان شعله میكشد كه با شنیدن آیات الهی بیاختیار در برابر آن به سجده میافتند و سیلاب اشك بر رخسارشان جاری میشود.[5] چنانكه از این آیه فهمیده میشود ـ و امری مسلم و ثابت شده نیز هست ـ ایمان عمیق و پا برجا جز در سایه علم ممكن نیست و افراد جاهل گرچه به سمت ایمان جذب شوند، ایمانی ضعیف، ناپایدار و خالی از عشق و شور و حرارت خواهند داشت زیرا به حقیقت ایمان خود و چرائی آن واقف نیستند. و امّا اینكه گفتیم علم نیز به نحوی از ایمان تأثیر میپذیرد و خود یكی از ثمرات ایمان است، بهترین شاهد بر آن كلام نورانی پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ است كه فرمودند: «ایمان برهنه است و جامه آن تقوی و زیورش حیا و دارائیاش فقه و میوهاش دانش است».[6] البته دانشی كه از ثمرات ایمان به حساب میآید، علمی نیست كه با خواندن و نوشتن و تحصیل علوم رسمی به دست آید، بلكه مراد از آن نور علم و معرفت حقیقی است. چنان كه شهید ثانی (ره) نیز به همین مطلب اشاره نمودهاند كه: «ایمان حقیقی به خدا و مراقب وناظر بر اعمال خویش دانستن او، موجب سرازیر شدن دانشها و گشوده شدن ابواب معرفت بر روی قلب انسان است.»[7] هر چقدر ایمان انسان بیشتر شود، ظرفیت معنوی او بیشتر شده و قابلیت دریافت فیض بیشتری را پیدا میكند و لذا نور علم به شكل گستردهتری بر قلب او افاضه و عطا میگردد. البته باید توجه داشت كه ایمان از روی علم و معرفت به خداوند حتی در آموختن علوم رسمی نیز به یاری طالب علوم میشتابد و دانشجوی با ایمان بیشتر وقت خود را صرف تحصیل علوم مورد رضایت پروردگار خویش مینماید. رابطه علم و عمل: علم و عمل نیز دارای رابطه تنگاتنگ با یكدیگر هستند، علم مقدمه عمل صحیح و شایسته است و «عمل» موجب بهرهبرداری از عمل، برداشت ثمره آن و گشوده شدن درهای دیگری از حكمت به روی انسان خواهد بود. به فرموده رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ : «من عملَ بما علمَ ورثهُ الله عِلمَ ما لم یعلم»؛[8] هر كس به آنچه میداند عمل كند خداوند او را وارث آنچه نمیداند خواهد گردانید. كنایه از این كه نادانستهها برایش آشكار میشود و خداوند درهای حكمت را بر قلب او میگشاید. از آنجا كه علم بدون عمل فایدهای را در برندارد، در روایات از عالم بیعمل به «شجر بلاثمر»[9] و «سحاب بلامطر» تعبیر شده است. در قرآن كریم[10] نیز مثل او را همانند چهارپائی میداند كه كتابهائی را بر خود حمل میكند و هیچ سودی از آن نمیبرد. عالم بیعمل به قول شهید ثانی (ره) همانند بیماری است كه با زحمت بسیار پزشك معالج حاذقی را یافته و از او نسخه شفا گرفته، ولی به جای عمل به آن، آن را به دیگران تعلیم میدهد تا اینكه سرانجام بیماری او را هلاك میكند. از این روست كه حضرت امام (ره) فرمودهاند: «علم تنها اثر ندارد، بلكه گاهی مضرّ است. علم بدون عمل بینتیجه است، علم و عمل دو بالی است كه انسان را به مقام انسانیت میرساند.»[11] عواقب عمل نكردن به علم: در پایان به برخی از عواقب عمل نكردن به علم با استفاده از روایات اشاره میكنیم: 1. عمل نكردن به علم موجب دوری از خدا میشود: امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمود: «لا تطلبوا اعلم ما لاتعلمون و لمّا تعلموا بما علمتم فانّ العلمَ اذا لَم یُعمل به لم یزدَدْ صاحبهُ الّا كُفراً و لم یزدَدْ من الله الّا بُعداً»؛[12] تا آنگاه كه نسبت به دانستههای خویش عمل نكردید، از آن چه نمیدانید سؤال نكنید، زیرا هر نوع علم و آگاهی دینی كه بدان عمل نشود كفر و ناسپاسی و مراتب دوری انسان نسبت به خدا را فزاینده میسازد. 2. علم بیعمل موجب هلاكت انسان است: قال علی ـ علیه السّلام ـ : «العلماء رجلان، رجلٌ آخذٌ بعلمهِ فهذا ناجٍ و عالمٌ تاركٌ لعلمِهِ فهذا هالك»؛[13] علما بر دو گروهاند، گروهی كه به علم خویش عمل میكنند، پس اینها اهل نجات هستند و گروه دیگری كه به علمشان عمل نمیكنند، پس اهل هلاكت هستند. 3. عمل نكردن به علم موجب زوال آن خواهد شد، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: العلمُ مقرونٌ بالعمل فمن عَلِمَ عمِلَ و من عملَ عَلِمَ و العلمُ یهتِفُ بالعمل فان اجابهُ و الّا ارتحل عنه»؛[14] علم با عمل توأم است، هر كس چیزی را میداند باید به آن عمل كند، علم فریاد میزند و عمل را دعوت میكند اگر به او پاسخ مثبت نداد، از آنجا كوچ میكند. 4. بدون عمل نمیتوان از دانش بهرهای برد: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: میوه دانش با كردار نیك چیده میشود، نه با گفتار نیك».[15] 5. موعظه عالم بیعمل اثر نمیكند: امام صادق ـ علیه السّلام ـ : «انّ العالمَ اذا لم یعمل بعلمِهِ ذلّت موعظَتُه عن القلوبِ كما یزلّ المطر عن الصّفا»؛[16] اگر عالم و دانشمند به علم خود عمل نكند موعظه و اندرز او از دلها میلغزد، آن چنان كه باران از روی سنگ صفا ـ كه صاف و لغزنده است ـ بلغزد. توجه به این نكته ضروری است كه اگر چه برخی از این عواقب اختصاص به علوم انسانساز و الهی دارد، لكن بین علوم تجربی و بشری كه صرفاً برای گذران حیات فردی و یا جمعی بشر به وجود آمدهاند و عمل به آنها نیز چنین ارتباطی مؤثر و تنگاتنگی وجود دارد و عمل نكردن به اینگونه علوم نیز دارای برخی از این عواقب است از جمله اینكه عمل نكردن به آنها موجب زوال و فراموشی آنها میباشد و یا اینكه عمل به آنها باعث گشوده شدن دریچههای جدید از دانش به روی انسان خواهد بود، علاوه بر اینكه عمل به هر كدام از گزارههای علمی دارای اثر خاص مربوط به خود است، مثلاً توجه و ترتیب اثر دادن به گزارههای علم پزشكی در حفظ و بازگرداندن سلامتی به انسان مؤثر است. --------------------------------------------------------------------------------
[1] . تفسیر موضوعی قرآن كریم، ج 13، ص 277 ـ 289، جوادی آملی؛ ر.ك: اخلاق در قرآن، مصباح یزدی، ج 1، ص 95 ـ 98، چ اول. [2] . تفسیر موضوعی قرآن كریم، ج 13، ص 277 ـ 289، جوادی آملی؛ ر.ك: اخلاق در قرآن، مصباح یزدی، ج 1، ص 95 ـ 98، چ اول. [3] . نمل، 14. [4] . اسراء، 108. [5] . تفسیر نمونه، ج 12، ذیل آیه 108 سوره اسراء، مكارم شیرازی. [6] . الفردوس، ج 1، ص 112، ح 380. [7] . آداب تعلیم و تعلم در اسلام، محمد باقر حجتی، ص 252، چ هجدهم. [8] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 40، ص 128، بیروت، 1403 ق. [9] . غرر الحكم، با شرح جمال الدین خوانساری، ج 4، ص 350، ح 6290، دانشگاه تهران، چ سوم. [10] . جمعه، 5. [11] . صحیفه نور، ج 7، ص 191، تاریخ: 3/ 4/ 58، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهمن 61. [12] . اصول كافی، ج 1، ص 56، انتشارات علمیه اسلامیه، چ اول، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی. [13] . همان، ج 1، ص 55. [14] . همان، ص 55. [15] . غرر الحكم، ح 4296، ج 3، ص 228. [16] . اصول كافی، ج 1، ص 56. مهدي رحيمي
موضوعات مرتبط: دینی [ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]()
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
موضوعات مرتبط: دینی برچسبها: دلسوزی عزراییل [ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
رحلت جانگداز رسول اکرم صلی الله علیه و آله و شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمام عاشقان حضرتشان تسلیت باد ![]() یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم. ******* اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند! ******* یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم. ******* یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد ![]() سلام، غریب تر از هر غریب! سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده! سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده! سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده! سلام، امام غریب من! ******* ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد. ******* ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید. ******* ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد. ******* ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟ ******* شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم. ******* اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزاىت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم. [ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
سالگرد اربعین سید و سالار شهیدان و هفتاد و دو یار وفادارش بر همه محبین حضرت تسلیت باد ![]() چهل شبانه گذر کرد بر زمین بى تو چهل شبانه بى عشق، بى یقین، بى تو پس از تو پیرهن سوگوار تا به ابد چه گریه ها که ندارد در آستین بى تو
[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() مفهوم عشق چیه و منظور از عشق حقیقی و مجازی که مردم به کار می برند چیه و اینکه تفاوت محبت با عشق چیه؟ تفاوت عشق و محبت و چیستی اونها: اول باید بگم که کلمه حب و محبت در قرآن کریم بارها اومده ولی واژه عشق فقط تو روایات ما اومده. خوب منظور از محبت از نظر عرفان اسلامی و فلسفه الهی چیست؟ ادراکِ لذت، مناسب با طبعِ انسان را محبت گویند، پس اگر کسی ادراک و فهم نداشته باشه هیچ وقت مُحب هم نمی شود. پس محبت و حب لذتی است که باید ادراک شود پس بدون درک و معرفت هیچ محبتی در عالم نخواهد بود نکته مهمی که در اینجا مطرح می شود رابطه فهم ودرک با محبت است. ابتدا این نکته را می گوییم که فهم و ادراک سه مرحله داره که عبارتنداز : فهم حسی، فهم خیالی و فهم عقلی. فهم حسی یعنی فهمی که در حد محسوسات و به کمک حواس پنجگانه ظاهری باشه (باصره و سامعه و لامسه و ذائقه و شامّه). فهم خیالی یعنی فهمی که به وسیله خیال و ذهن و وهم انسان حاصل میشه. فهم عقلی هم فهمیه که مستقیما اونو عقل ادراک می کنه. اگر کسی فهمش در حد محسوسات باشد (فهم حسی) محبتش در حد و اندازه امور حسی است و کسی که فهمش در حد خیالات باشد اندازه محبتش در حد تخیلات است و همچنین اگر کسی درک و فهمش در حد معقولات باشد محبتش از دو قسم قبلی بیشتر خواهد بود. خوب نتیجه انکه لذت و محبت و البته عشق انسان ، تابع فهم و درک اوست و کمترین علاقه و محبت در انسان های مادی گرا و ظاهر بین است که دائما در فکر شهوت و پول و مقام هستند وبالاترین درجه علاقه و محبت در انسانهایی هست که واقعا عاشق خدا هستند و همانطور که گفیم لذت این انسانها از نوع لذت عقلانی است. اما عشق چیست؟ عشق ، محبت تشدید یافته و حد اعلای ان است یعنی بالاترین درجه محبت، عشق است عشق دریایی بیكرانه که هر چه دربارش گفته بشه كم است و چون ادراک عشق شهودی است اصلا وصف عشق با زبان میسر نیست چنانكه جناب مولوی میگوید: هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن گــر چـه تفسير زبـان روشنگر است ليك عشق بـيزبـان روشنتــر است چون قلــم انــدر نوشتن ميشتافت چون به عشق آمد قلم بر خـود شكافت علامه جوادی آملی در مورد عشق می فرمایند که عشق محبت مشدد است و هر دو (محبت و عشق) از مصادیق عقل عملی هستند . (می دونید که عقل نظری ناظر بر بینش های انسانه و عقل عملی ناظر بر گرایش های او) یعنی عشق، گرایش انسان است به معشوق . و حب گرایش او به محبوب. (بر اساس معرفت و عقل نظری) حکیم دکتر ابراهیمی دینانی هم معتقدند که عشق ظهور عقل نظری است و در واقع عشق همان عقل مشدد (تشدید یافته) است چون بدون عقل و فهم ادراک عشق محال است. مهمترین جای بحثمون اینجاست که این که می گن عشق حقیقی و مجازی یعنی چی؟
موضوعات مرتبط: فلسفی، عرفانی برچسبها: حقیقت عرفانی عشق ادامه مطلب [ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() خدای من!مرا با عذاب و عقوبتت ادب مکن و مرا دچار حیلتهای خود مساز. خدای من!خوشبختی من کجاست وقتی که سعادت جز از مشرق دستهای تو طلوع نمی کند؟ خدای من!روزنه نجات من، گریزگاه من کجاست وقتی که هیچ پناهی جز تو نیست؟ نه آنکس که نیکی می کند از یاری تو مستغنی است؛ نه آنکس که نیکی می کند از یاری تو مستغنی است؛ نه آنکس که نیکی می کند از یاری تو مستغنی است. و نه آنکس که بدی می کند و در مسیر نارضایتی تو گام برمی دارد، می تواند از حیطه ی قدرت تو خارج شود. یارب یارب یارب ! تو بودی که مرا به سوی خودت راه نمودی، تو بودی که مرا به خودت خواندی و دعوتم کردی؛ اگر تو دعوتم نمی کردی من چه می دانستم که کیستی. سپاس خدای را سزاست که تا صدایش کنم پاسخم گوید؛ اگرچه وقتی او مرا صدا می کند من کاهلی می کنم. الهی!چه زیباست پرواز به سوی عشق و باز زیباتر اینکه کبوتر روح را خونین کردن با بال عشق. الهی!گرچه این خطاکار از درد نفس نالیده اما به امید عفوت نیز اندیشیده است. ای خداوند! ای بی نیاز مطلق! ای زیباتر از هر زیبایی! عطر و گلاب فضل و فیض خویش را بر ما فرو ریز تا با آن وضوی عشق سازیم؛ نور وجودت را در چشمان خواب آلودمان بتابان تا با آن چشم دل خود را شستشو دهیم، آنگاه با دلی ارام و چشمانی باز به سوی تو ای معشوق عاشقان بال بگشاییم.
موضوعات مرتبط: دینی، ادبی برچسبها: نیاز به درگاه بی نیاز [ پنجشنبه سی ام آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() ظرفی که برای آب خوردن انتخاب می کنی باید پاک باشد. اگر من ظرف باطنم آلوده باشد این توقع درستی نیست که از خدا پاکیزه بخواهم اول باید باطن را پاکیزه کنم. کسی به خواجه نصیر نامه نوشته بود. وی اول نامه خطاب به خواجه نصیر گفته بود: ایهاالکلب، یا ایهاالکلب (ای سگ پسر سگ9 فلان مسئله علمی چطور است؟ خواجه نصیر هم در جواب نوشته بود که جواب مسئله این است و در آخر نامه نوشت: اما صحبت تو درباره ی سگ؛ سگ حیوانی است که چهار دست و پا راه می رود و بدنش از پشم پوشیده است. من دوپا هستم و آن طور نیستم و .. والسلام. تمام. نه پرخاشی نه غضبی؛ ما بودیم می نوشتیم خودتی! از بیانات حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا
موضوعات مرتبط: دینی، عرفانی برچسبها: تاپاکیزه نشوی پاکیزه ات نمی دهند [ دوشنبه بیستم آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() هر وقت که مادر برای سرو سامان دادن پسرش نقشه ای می کشید و او را در خلوتی به کنار می کشید می شنید که مصطفی می گوید :بچه های مردم تکه پاره شدن ،افتادن گوشه کنار بیابون ها ،اون وقت شما می گین کارهاتو ول کن بیا زن بگیر ! با همه این اوصاف شنیده بود که ...
موضوعات مرتبط: دینی ادامه مطلب [ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده ام و نه با تو دشمنی کرده ام. (ضحی1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. ( انعام4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی ندارم. (انبیا87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس24)
و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری. (حج73)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی .(انعام63-64)
موضوعات مرتبط: دینی [ دوشنبه ششم آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش بر امام عصر (ارواحنا فداه) و محبین حضرت تسلیت باد. ![]() یاحسین ای که رهنمای بشریت به راه ایمانی، ای که از جام یزدان جرعه ی عشق نوشیدی، کوفیان بی مروت تو را دعوت کردند اما ناجوانمردانه خون پاکت را ریختند و از مادرت زهرا شرم نکردند. در حالی که دیدگانت پر اشک، لبانت خشکیده، سینه ات گداخته، قلبت شعلهور، روحت پرتلاطم، لیکن مهار نفست برمشت بود و سرود ایمان بر لب، نوای توحید در کام، یاد خدا در دل، دستار پیامبر بر سر، کهنهپیرهن امانت مادر را بر تن داشتی. یاحسین،
ای رازدار منزل وحی؛ غم سرای خیمه هایت، سوزش قلب زنانت،
گریهنوباوگانت، آه و سوز خواهرانت، العطش از دخترانت، عالمی را اشک
ریزان میکند!
صلّی الله علیک یا ابا عبدالله منبع: اقتباس از سایت موسسه جهانی سبطین موضوعات مرتبط: دینی [ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
از جمله القاب سیدالشهداء ثارالله می باشد که در زیارات آن حضرت آمده است؛ از جمله در زیارت عاشورا می خوانیم « السلام علیک یا ثارالله و بن ثاره» همچنین در زیارتی که امام صادق (ع) به عطیه آموخت آمده است :« انک ثارالله فی الارض من الدم الذی لایدرک ثاره من الارض الا باولیائک» تو خون خدا در زمینی، خونی که خونخواهیش از زمین جز به اولیای خودت انجام نمی گیرد. شدت همبستگی و پیوند سیدالشهداء با خدا به نحوی است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می ماند که جز با انتقام گیری و خونخواهی اولیاء خدا تقاص نخواهد شد. البته اگر ثار رافقط به معنای خون بگیریم قطعا منظور از ثارالله معنای حقیقی ان نیست، چون مسلم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم وخون باشد. بلکه اینجا یک نوع تشبیه،کنایه و مجاز است.یعنی همان گونه که خون در بدن ادمی نقش حیاتی دارد،وجود امام حسین(ع) نسبت به دین خدا نیز چنین نقشی دارد و موجب احیا وزنده ماندن دین اسلام شده است. اگر چه این واژه در قرآن نیامده است، اما میتوان آن را با آیات قرآنی، این گونه توجیه کرد که خداوند میفرماید: «من قتل مظلومًا فقد جعلنا لولیه سلطَنًا (سوره اسرا)؛ آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیاش، سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».
هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، صاحبان خون او، حق خون خواهی دارند و از آن جا که اهل بیت علیهم السلام - به ویژه امام حسین علیه السلام - مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند، کشته شدهاند و جان به جان آفرین تسلیم کردهاند، در واقع، «ولی دم» و خون خواه آنان، خود خداوند است. حسین (ع)از جمله اسرار الهی است زبان در شرح معنایش زبون است منبع: فرهنگ عاشورا- جواد محدثی سایت تبیان سایت طلب وصل موضوعات مرتبط: دینی برچسبها: معنای ثارالله [ جمعه سوم آذر 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
![]() رسد به گوش دلم صدای پای حسین دوباره پر میکشم به کربلای حسین نماز صبح ازل جمال خون خداست برای دل شدگان سر تو قبله نماست چه می شود که دلم شود قناری تو به جان روح الامین به خون جاری تو ![]() موضوعات مرتبط: دینی [ جمعه نوزدهم آبان 1391 ] [ ] [ امیدوار ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||