X
تبلیغات
از دل به دفتر از دفتر به دلها

از دل به دفتر از دفتر به دلها
 


[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ امیدوار ]



و باز برگ دیگری از زمان ورق خورد و سال 1392 با تمام خوشیها، تلخیها ،موفقیتها و شکستها به پایان رسید و جای خود را به سال1393 داد امیدواریم سال نو سالی سرشار از موفقیت و توفیقات روزافزون برای تمامی هموطنان عزیزمون باشه
بچه که بودیم با دوستان می گفتیم سال90کی میرسه یعنی اون موقع ماها هستیم، فک میکردیم سال90 یه قرن دیگه است غافل از اینکه به فرموده ی حضرت علی (ع) الفرصة تمر مر السحاب
قطار زمان چنان با سرعت می راند که تا به خودمون بجنبیم به ایستگاه پایانی عمر رسیدیم و باید از قطار دنیا پیاده شویم
چه خوبه قدر لحظاتی که در این قطار هستیم را بدانیم و به نحو احسن از آن بهره ببریم
به امید آن روز

عیــــــد بر همه ی شما عزیزان مبارکباد

برچسب‌ها: قطار زمان
[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ ] [ امیدوار ]



عن ابی عبدالله علیه السلام قال: کتب رجل الی الحسین علیه السلام عظنی بحرفین
فکتب الیه من حاول امراً بمعصیة الله تعالی کان افوت لما یرجو و اسرع لمجیء ما یحذر


امام صادق علیه السلام فرمود: شخصی به امام حسین علیه السلام نامه نوشت که با دو کلمه مرا پندی بده
آن حضرت به او نوشت کسی که از راه نافرمانی خدا در صدد چیزی برآید آنچه را امید دارد زودتر از دست می دهد و آنچه را بیم دارد زودتر سر می رسد.

منبع: بحارالانوار ج75ص126حدیث7

برچسب‌ها: نتیجه گناه
[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


امشب آن نيست كه در خواب رود چشم نديم-خواب در روضه رضوان نكنند اهل نعيم

در ميان نوافل-نمازهاي مستحبي-، «نماز شب‏» جايگاه خاصى دارد و تاكيد فراوانى كه‏ در آيات قرآن و احاديث درباره آن است، به مراتب بيش از نمازهاى ديگر مستحب است. به همين جهت، اولياء خدا بر آن مداومت و مواظبت‏ داشتند و به تهجد و عبادت نيمه شب مى‏پرداختند. تا آنجا كه نماز شب‏ را خداوند، بر بنده محبوبش حضرت محمد -صل الله عليه وآله و سلم- واجب نموده بود:

«و من الليل فتهجد به نافلة لك‏؛ بخشى از شب را بعنوان نافله به تهجد بپرداز و سحر خيزى كن».
قرآن، در توصيف كسانى كه نيايشگران شب و اهل نماز شب‏اند، چنين مي‌‏فرمايد: «و المستغفرين بالاسحار؛ استغفار كنندگان در سحرها».

«كانوا قليلا من الليل ما يهجعون‏؛ مردان خدا، مقدار كمى از شب‏ را مي‌‏خوابيدند».

گر به روى تو حريم خويش را در بسته اند-سر به سنگ آستان زن ، لعل ناب آيد برون


مرحوم ملكى تبريزي -رحمه الله عليه- مى فرمايد: استادم [ملا حسينقلى همدانى ] به من فرمود: ((فقط متهجّدين هستند كه به مقاماتى نائل مى گردند و غير آنان به هيچ جايى نخواهند رسيد)).
علاّمه طباطبائى -رحمه الله عليه- مى فرمايد: چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرّف شدم ، از نقطه نظر قرابت و خويشاوندى و رحميّت گاهگاهى به محضر مرحوم قاضى شرفياب مى شدم ، تا يك روز درِ مدرسه اى ايستاده بودم كه مرحوم قاضى از آنجا عبور مى كردند، چون به من رسيدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: ((اى فرزند! دنيا مى خواهى نماز شب بخوان و آخرت مى خواهى نماز شب بخوان )).
اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن زمان به بعد تا زمانى كه به ايران مراجعت كردم ، پنج سال تمام ، در محضر قاضى روز و شب به سر مى بردم و آنى از ادراك فيض ايشان دريغ نمى كردم و از آن وقتى كه به وطن بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پيوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضى طبق روابط استاد و شاگردى ، دستوراتى مى دادند و مكاتبات از طرفين برقرار بود.
علاّمه-رحمه الله عليه- مى فرمودند: ((ما هر چه داريم از مرحوم قاضى داريم .))
در حديثى از امام صادق -عليه السلام- چنين مى خوانيم : ((أَبْغَضُ الْخَلْقِ إ لى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار؛ مبغوض ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب و] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.))

نيشابورى مى گويد: به امام صادق -عليه السلام- عرض كردم : مردم از پيامبر -صلى الله عليه و آله- نقل مى كنند در شب ساعتى است كه هيچ بنده مؤمنى در آن دعايى نمى كند، مگر اينكه دعايش مستجاب شود.فرمود: بلى .عرض كردم : فدايت شوم آن چه زمانى است ؟فرمود: بين نصف شب تا ثلث باقيمانده از آن .گفتم : آيا آن شب معينى است از شبها يا هر شب است ؟فرمود: هر شب است

نماز شب و حل مشکلات


رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود: اى مردم ! هيچ كس از شما نيست ، مگر اينكه مشكلات همچون كمربندى او را محاصره كرده است . پس زمانى كه دو سوّم از شب گذشت (و يك سوّم آن باقى ماند) ملكى بر او وارد مى شود و به او مى گويد: برخيز! و ذكر خداوند بگوى كه صبح نزديك است . اگر او حركت كرد و ذكر خداوند گفت ، يك گره از گرفتارى هايش گشوده خواهد شد و اگر او برخاست و وضو گرفت و به نماز ايستاد، تمامى گره هاى گرفتارى از او گشوده مى شود و صبحگاهان شادمان و با روشنى چشم از خواب بر مى خيزد.

خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر- حيوان را خبر از عالم انسانى نيست
دوش مرغى به صبح مى ناليد-عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
يكى از دوستان مخلص را- مگر آواز من رسيد بگوش
گفت باور نداشتم كه تو را-بانك مرغى چنين كند مدهوش
گفتم اين شرط آدميّت نيست- مرغ تسبيح گوى و من خاموش



برچسب‌ها: نمازشب
[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ ] [ امیدوار ]



یکی از ویژگیهای انسان داشتن اراده است که بواسطه ی آن افعال و اعمالی را انجام می دهد
اندیشمندان تعاریف مختلفی از اراده ارائه نموده اند که به صورت کلی می توان گفت:
حالت يا صفتى دانست كه پس از تصوّر منفعت يا مصلحت در فاعل حاصل، و موجب ترجيح يكى از دو طرف مى‌شود;
عوامل زیادی باعث تقویت یا تضعیف اراده می شوند که مهمترین آنها مقاومت در برابر خواسته های نفسانی و شکستها می باشد؛ ضمن اینکه داشتن نظم و برنامه ریزی در زندگی اصلی مهم در تقویت اراده و رسیدن به موفقیتهاست زندگی برخی بزرگان در این رابطه مطلب فوق را روشنتر می سازد :

روزى شهید محراب آیت اللَّه مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده‏ ام، مى‏توانى چلوکباب تهیه کنى؟ البته
سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد.
خادم مى‏گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد، با شوق و عجله گفتم: الان آماده مى‏کنم. زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد. هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن غذا را در چیزى بپیچ تا دیگران متوجه نشوند. گفتم: به چشم! حرکت کردم. از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‏اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا رإ؛ّّ روى سفره گذاشتم. عرض کردم: آقا! سفره آماده است. تا غذا سرد نشده بفرمایید.
فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید، ظرف و سفره را جمع کنید.
زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده‏اند، پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده‏اند. پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟! فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت.گفتم:پس چرا تناول نفرمودید؟ گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم.
چند روزى بود این نَفْس، هواى چلوکباب کرده بود. مى‏خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم مى‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمى‏کنم. خواستم غذا را جلوى چشم نفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند.


برای رسیدن به کمال و موفقیت در دنیا و آخرت باید اراده ای قوی داشته باشیم و با مقاومتها در برابر موانع و آسیبها سر خم نکنیم و سربلند و پیروز گردیم . انشاالله

 

برچسب‌ها: اراده
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ ] [ امیدوار ]



با اجازه مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن در می آوریم و خواهیم گفت ای حسین(ع) داغ تو تا ابد در سینه ما خواهد ماند
 
حلول ماه ربیع مبــارک
[ جمعه سیزدهم دی 1392 ] [ ] [ امیدوار ]

 

پروفسور برلون پس از جراحی آیت الله میلانی شهادتین گفت

مرحوم آیت الله سید محمد‌هادی میلانی‌(ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می‌گویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می‌کردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه می‌خواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم.

وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می‌دهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانه‌های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می‌کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده‌اند.

[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


محرم و صفر زمان بالیدن است نه فقط نالیدن
بساطش آموزه است نه موزه
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن
نماد شعور مذهب است نه فقط شور مذهب

ای منتظران تلنگری دگر:
بهوش باشید که حسین (ع) را منتظرانش کشتند

[ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 ] [ ] [ امیدوار ]

دل انسان همانند قطب نما است انگاه که بسوی خدا می ایستد آرام است


خدایا ! ببخشای مرا . . . آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . .


روی پـــــرده کعــبه این آیه حک شده اســت: نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ و مـــن . . . هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم: ” بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم


ﻧـــﮕﺎﻫــﺖ ﺑـــﻪ ﺁﻥ ﺑـــﺎﻻ ﺑـــﺎﺷـﺪ ﺗـــﺎ ﺩﻟـــﺖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫـــﺎی ﺍﯾـــﻦ ﭘــــﺎﯾــﻴــﻦ ﻧــــﮕـــﻴـﺮﺩ

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود به همین سادگی


دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش ، راه آسمان باز است … پر بکش !
او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را می‌خواند
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست ؟!!!

 

خدایا عجب از آدمی، که نشانه‌هایت را می‌بیند و انکارتمی‌کند و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . .

خدایا . . . خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تــو … !

ری پـــــرده کعــبه این آیه حک شده اســت: نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ و مـــن . . . هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم: ” بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم ! “ ارسال نظر
www.SMSOJOK.com
خدایا ! ببخشای مرا . . . آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . . .
www.SMSOJOK.co


موضوعات مرتبط: اس ام اس
[ شنبه یازدهم آبان 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


لَختی سکوت کن دنیا

مسافرت محتاج چند جرعه سکوت است

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ ] [ امیدوار ]

رخداد غدير در ذى‏الحجه سال دهم هجرى، تنها يك حادثه تاريخى نيست؛ غدير، تنها نام يك سرزمين نيست، يك تفكر است؛
نشانه‏اى است از تداوم خط نبوت؛
چشمه‏اى است كه تا پايان هستى مى‏جوشد؛
غدير، روز اكمال دين، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشايش و روز تكامل است؛
غدير، نه تاريخ است، نه جغرافيا و نه روايت، بلكه ولايت است؛
پيشوند غدير، رسالت است و پسوند آن، ولايت و امامت.


پیشاپیش عید بزرگ غدیر خم بر همه محبان حضرت امیر(ع) مبارکباد

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]

طلوع ستاره‏  تابناک ولایت، خورشید عدالت، فرزند ایمان، مهبط انوار رحمان،

مفسر بزرگ آیه‏ های قرآن، حضرت امام علی النقی(ع) تهنیت باد.




امام هادی علیه السلام می فرمایند:

« مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ ».
كسى كه خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]




[ شنبه بیستم مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
شهادت مظلومانه امام جواد (ع) بر محبانش تسلیت باد

 

ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل
از روي شوق در ره جانانه جان سپرد


[ شنبه سیزدهم مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


ذکر خــــــدا که حدی ندارد، اعم از ذکر قلبی و لسانی بلکه اعم از ذکر بدنی است
چون تمام طاعات و همه آنچه مرضی خداست ذکر الله است

[ جمعه دوازدهم مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]



با لحن کدام آفتاب؛


با صداي کدام پروانه؛

با آواز کدام سنگ؛

با ترانه کدام باران؛

ويراني همواره مان را فرياد بزنيم؟

اي دور از دسترسِ نزديک!

اي سخاوت هر روزه زمين!

که نماز مهرباني ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا کردند.

و هر روز، تشنه تر از پيش، سر به کوهوار شانه هايِ آسماني ات گذاشتند.

چقدر اين روزهاي بي تو، کش آمده اند! چقدر طولاني شده، صداي نيامدنت!

چقدر غليظ است هواي دلتنگي ات!

اي مهرباني بي حدّ!


برچسب‌ها: ای مهربانی بی حد
[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ ] [ امیدوار ]



خودی که به درد خدا نخورد بیخود است
 خود را خط میزنم تا هر چه هست خدا باشد
«و من یتوکل علی الله فهو حسبه»
همین که خدا هست کافی است


برچسب‌ها: خدا
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


امام صادق (ع) فرمود:

قال لقمان لابنه: « للحاسد ثلاث علامات: یغتاب اذا غاب، و یتملق اذا شهد، و یشمت بالمصیبة

لقمان به پسرش گفت: حسود و بدخواه سه نشانه دارد:


1ـ در غیاب انسان از او بدگویی می کند

2ـ در حضور انسان چاپلوسی می کند

3ـ هنگام گرفتاری انسان را سرزنش می کند.

برچسب‌ها: نشانه های حسود
[ جمعه یکم شهریور 1392 ] [ ] [ امیدوار ]


پیامبراکرم (ص):

اُحِبُّ الصِّبیانَ لِخَمسٍ :

اَلاوَّلُ : اَنـَّهُم هُمُ البَکّاؤونَ

وَالثّانى : یَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ

وَ الثّالِثُ : یَختَصِمونَ مِن غَیرِ حِقدٍ

وَ الرّابعُ : لا یَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَیئا

وَ الخامِسُ : یُعَمِّرونَ ثُمَّ یُخَرِّبونَ


 کودکان را به خاطر پنج چیز دوست می ‏دارم :

 اول آن‏که بسیار می گِریند ، دوم آن‏که خاک بازى می ‏کنند، سوم آن‏که دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست؛ چهارم آن‏که چیزى براى فردا ذخیره نمی ‏کنند، پنجم آن‏که می ‏سازند و سپس، خراب می ‏کنند (دل‏بستگى ندارند).


کاش ما نیز همچون کودکان دلهای بی کینه داشتیم و همواره در حال زندگی می کردیم نه در آینده و گذشته و هیچگاه دلبسته ی این عالم خاکی نمی شدیم که هر انچه انسان امروز از درد و مشکلات و گرفتاریها به جان می خرد از نداشتن این خصلتهای زیبای کودکان است.



برچسب‌ها: از کودکان بیاموزیم
[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
 

  


  

تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

حیـف باشد که تو باشی و مرا غــم ببــرد


یا مستغاث یا اباصالح المهدی ادرکنی

[ جمعه هجدهم مرداد 1392 ] [ ] [ امیدوار ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

باسلام حضور همه بازدید کنندگان عزیز.
این وبلاگ دفتری است برای ثبت دلنوشته هایم. امید دارم معبری باشد به دل
با صفای شما تا اگر نادرست است تصحیحش کنم و اگر درست است تأییدش کنید